از زمان پيدایش الماس تا مدتها، تصور مردم بر این بود که تراش و یا تغيير شکل الماس ممنوع بوده و این یک دخالت در ذات الماس است که موجب از بين رفتن خصوصيات فوق العاده آن ميگردد و فقط حاکمين یا قانون گذاران اجازه استقاده از آن را داشتند.

الماس تراش نخورده برای اولين بار در قرن چهارم پيش از ميلاد و با آزاد سازی تجارت بين شرق وغرب توسط اسکندر به اروپا رسيد. در آن زمان هندوستان تنها منبع شناخته شده این سنگ محسوب می شد و جالب آن که ارزش آن از یاقوت قرمز ویاقوت کبود پایين تر بود.
الماس کانی کمياب و طبيعی است که از کربن تشکيل شده است . به لحاظ شيميایی اتم های آن با پيوند کووالانسی که قویترین پيوند اتمی است به هم متصل شده است. این ساختار پيوندهای یکنواخت و متراکم و ساده باعث تشکيل سخت ترین و بادوام ترین موادی شده که تا کنون شناخته ایم. در بيشتر کانی ها، اتم ها منظم و تکراری در کنار یکدیگر قرارگرفته اند که آن ها را ساختمان کریستالی می ناميم. الماس در سيستم کریستالی Cubic رشد کرده که isometric هم ناميده می شود. ساختمان کریستالی اهميت زیادی برای تراش کاران دارد چون اتم ها در الماس در بعضی جهات به هم نزدیک تر ودر بعضی جهات دارای فاصله می باشد و تراش کاران در جایی که اتم ها فاصله بيشتری دارند موازی با این جهات با وارد کردن یک ضربه شکستگی ایجاد می کنند . 99 درصد الماس های مورد استفاده برای ساخت زیورآلات و جواهرات در بازار داخلی کشور بيشتر در محدوده وزنی 01 / 0 (یک پوینت قيراطی) تا 20 / 0 (بيست پوینت قيراطی) هستند، درواقع هر 1 قيراط معادل با 100 پوینت است که به اشتباه در بازار تحت عنوان سوت معرفی می شوند. این یک اصطلاح اشتباه رایج می باشد، زیرا سوت واحدی از گرم می باشد که به اشتباه برای قيراط هم به کار می برند.

یک اصطلاح اشتباه دیگری که در بازار داخل رایج است، اصطلاح برليان می باشد که سازندگان و جواهرفروشان برای الماس طبيعی به کار می برند. در واقع منظور از این واژه، الماس با سبک تراش برليان است. این اشتباه تا حدی است که وقتی شما برای خود الماس طبيعی سفارش می دهيد، مخراج کار یا جواهر فروش اعلام عدم موجودی می کند. در حالی که وقتی از آنها درخواست برليان می کنيد، سریعا در وزن ها و انواع درجات ارائه می دهند. ممکن است این جواهر فروشان برای مدت طویلی با الماس های طبيعی سروکار داشته باشند، اما تصور می کنند که برليان نوعی گوهر است، در صورتی که الماس با سبک تراش برليان است. این اشتباه به قدری رایج است که هنوز بازار داخلی نيز توجيه نشده است . با این وجود اولين الماس های تراش خورده دارای سبک معينی نبوده و فقط تعدادی فست (Facet) برروی سنگ ایجاد می کردند ولی با پيدایش چرخ تراش به دليل بالا رفتن سرعت تراش، به تدریج سعی می شدکه فست های ایجاد شده دارای نظم و تقارن بهتر باشند.
سبک تراش برلیان (Brilliant)
این سبک تراش 57 فست دارد که دارای آناتومی مخصوص به خود است که عبارت اند از: قسمت بالایی که تاج Crown محسوب ميشود دارای قسمت های پيشخوان یا Table ، فست های مثلثی یا Star Facet ، فست های لوزی شکل یا Bezel و فست های جفتی بالای کمربند Upper Girdle Facet که جمعا 33 فست می باشد. قسمت ميانی که کمربند Girdle تراش است و قسمت تحتانی که سندانچه Pavilion نام دارد که دارای قسمت های فست های جفتی زیر کمربند Lower Girdle Facet ، پاویليون فست Pavilion Facet و نوک تراش که کيولت Culet نام دارد که دارای 25 فست می باشد.

آناتومی تراش برلیان

در تراش برليان، امروزه سعی بر آن است که هرچه بيشتر از قبل جلوه های بصری سنگ الماس را به نمایش بگذارند و زوایا و نوع برش را به شکلی تنظيم کنند که نور وارد شده به سنگ الماس با صفحات بيشتری از سنگ برخورده کند و در انتها به چشم ما برسد. برای دست یافتن به این امر، دانشمندان هميشه برای بهتر کردن نوع تراش الماس ها تلاش میکنند و سال به سال استانداردهای جدیدی برای این کار ارائه می دهند و در اصل، گوهرتراشان الماس، چه کسانی که به روش سنتی مبادرت به تراش الماس میکنند و چه کسانی که با دستگاههای پيشرفته این کار را انجام میدهند، باید پيرو این استاندارد باشند . در تصویر زیر استاندارد تراش برليان در ایده ال ترین حالت ان نمایش داده شده است اگر سنگی دارای مشخصات زیر باشد درجه cut grade آن excellent خواهد بود.

تاثیر تناسبات تراش برلیان بروی درخشندگی
در نهایت می بينيم که این تراش امروزه به عنوان محبوب ترین تراش و تراش غالب بازار الماس محسوب می گردد علت این محبوب بودن محاسبات دقيق برای ایجاد پدیده های نوری Brilliancy و Dispersion درون الماس است.

در تصویر فوق تفاوت درخشندگی در دو نوع تراش نمایش داده شده است
اولین الماس های تراش خورده در زمان قدیم در مقایسه با تراش های امروزی بسیار ساده بودند،هرچند که نمونه های معدودی از آنها بروی برخی از زیورالات به جای مانده است، ولی اغلب این سنگ ها که برای نصب بر روی جواهرات دوران قرون وسطا تراشیده شده بودند،بعدها مجددا تراشیده شدند تا برای جواهرات جدید استفاده شوند. لازم به ذکر است که روش های اولیه برای تراش الماس بسیار سخت بود بعد از مدت ها که قادر به تراش الماس نبودند،بالاخره دریافتند که چنانچه الماس را جهتی معین بروی خرده الماس ها بکشند،تراشیده می شود ولی از آنجایی که هنوز چرخ تراش ابداء نشده بود،ناچار سنگ را فقط با کمک دست بر روی یک سطح چوبی آغشته به روغن وخرده الماس ،عقب وجلو می کشیند البته مدت زمان زیادی طول نکشید که چرخ تراش اختراع شد وکار را آسانتر کرد.


Abstract- The first cut diamonds at that time were very simple compared to today’s cuts, although a few examples of them have survived on some jewelry, but most of these stones that were cut on medieval jewelry for posterity were, later recut to be used for new jewelry. It should be note that the initial methods for cutting diamonds were very difficult. After not being able to cut a diamond for a long time, they finally realized that if they cut the diamond to a certain degree on the small pieces of diamonds, it would be cut, but since the cutting wheel had not yet been invented, they had to rub the stone with the help of their hands on a wooden surface. They were pulling back and forth with oil and small diamonds. Of course, it did not take long before the lathe was invented and made the job easier.
Keywords: Brilliant, Diamond, Crystal, Cut, Facet
نویسندگان :
- دکتر مسعود کیانی
- دکتر حدیث صادقی
- فرشاد کیوانی بلاسجین
- عرقان صادقی







نظرات کاربران